محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
573
مخزن الأدوية ( ط . ج )
كنار و دويّم ثمر آن بزرگتر از نوع اول و پوست آن نيز سرخ رنگ و از مغز جدا مىگردد و مغز آن نيز سفيد رنگ و ليكن مانند آرد نرم مىباشد و تخم آن به آسانى از آن جدا مىگردد و اين در شيرينى از آن نوع كمتر و اين را به فارسى سنجد آردى نامند و هر دو نوع در وسط تابستان مىرسند و قوّت آن تا دو سال باقى مىماند . طبيعت آن : سرد در اول و خشك در دويّم و خشكى خام آن زياده . افعال و خواص آن : مقوى و مفرح . * امراض الرأس * جهت صداع خصوصاً حادث از ترقى ابخره از معده و ساير بدن . * امراض الصدر * سرفه گرم را مفيد . * اعضاء الغذاء * مقوى معده و قوّت ماسكه و دابغ آن و مسكن قى و قامع صفرا و مانع صعود ابخره و انصباب مواد به معده و سيلان رطوبات و حابس اسهال خصوصاً خام آن و سويق آن نيز جهت امور مذكوره مفيد و سحج صفراوى را مفيد و حابس ادرار بول و مانع تقطير آن و اطفال را بسيار موافق تنقل بدان جهت آنكه معدل مزاج ايشان است . مقدار شربت آن : تا پنجاه عدد و گل آن سفيد مايل به زردى و بعضى زعفرانى رنگ گفته . طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك و بسيار خوشبو و تند به حدى كه در جايى كه درخت گلدار آن باشد بوى آن به اطراف تا هفت هشت خانه مىرسد . افعال و خواص آن : مهيج شهوت باه خصوصاً از زنان و لهذا زنان و دختران نورس را از استشمام رايحه آن منع مىنمايند و در ادويه وباييه گل آن را داخل مىكنند و استشمام آن نيز مفرح و مقوى دل و دماغ و آشاميدن آن جهت امراض دماغيه مانند فالج و كزاز و تقويت دماغ و قلب . * امراض الصدر و الريه * جهت امراض اين هر دو عضو مانند ربو و قرحه ريه . * امراض اعضاء الغذاء * جهت تقويت معده و جگر و تفتيح سدد و تحليل رياح و استسقا و يرقان و لرز حميات مفيد . مقدار شربت آن : يك مثقال . * القروح و الجروح * چون برگ آن را بر جراحت و قرحه بندند به چرك آورد و چرك آن را پاك سازد و ملتئم گرداند كه احتياج به دواى ديگر نباشد و اگر برگ تازه آن نباشد خشك آن نيز مفيد است و روغن آن كه آن را در روغن طبخ دهند تا مهرّا گردد تدهين بدان جهت مفاصل و استرخا و دراز كردن موى مجرب و عرق گل سنجد محلل رياح معده و در جميع افعال مانند آنست و از آن ضعيفتر . فصل الغين مع الذال المعجمه غذاف به ضم غين و ذال معجمتين و الف و فا . ماهيت آن : نوعى از كلاغ كوچك است به قدر زاغچه مايل به سياهى و منقار و پاى آن سرخ نيست به خلاف زاغچه كه رنگ آن سياه و منقار و پاى آن سرخ است . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : گوشت آن صلب و مولد خلط فاسد و مطبوخ آن با شبت جهت رياح تهيگاه و درد زانو و رياح بارده جوف است و زهره و سرگين آن بسيار حاد و جالى و رافع آثار و مقوى بصر است . فصل الغين مع الراء المهمله غراب به ضم غين و فتح راى مهمله و الف و باى موحده اسم جنس كلاغ است و سه نوع است يكى ابلق و آن را غراب البقع و دويّم سياه بزرگ و آن را غراب اسود نامند و به تركى قوزقون و سيّم سياه كوچك و آن در كشت زارها بسيار مىباشد و به غراب الزرع موسوم و اهل انطاكيه آن را اغثاق نامند و به فارسى كلاغ سياه و آنچه از غراب الزرع كوچكتر و منقار و پاى آن سرخ است به فارسى زغن و زاغچه نامند و اين غير غذاف است و جيفه نمىخورد و بهترين آن مختلف يعنى بچه آنست . طبيعت آن : گرم و خشك در اول . افعال و خواص آن : جهت مبرودين و مرطوبين و مشايخ و زيادتى منى مفيد و خوردن هريسه آن جهت تحريك باه و بايد كه قبل از طبخ مكرر در آب طبخ دهند و آب آن را بريزند پس با سركه طبخ دهند تا مهرّا شود كه مصلح آن است براى محرورين و در خواص مانند غراب الزرع است و از صنف آن است غراب سفيد كه ابقع يعنى ابلق باشد و بهترين اين بچه آنست . طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : دير هضم و ردى الغذا و اجتناب از آن اولى و خوكردن آن قاطع باه و تعليق چشم آن مورث بيخوابى است و زاغ : طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك و در ساير خواص مانند غذاف است و بغايت ردى الغذا و نخوردن آن اولى است . آشاميدن طبيخ آن جهت تحليل رياح و قولنج و جلوس در طبيخ آن يعنى